|
|
|
|
|
در هر زبانی، ضرب المثل ها مشخصاتی بشرخ زیر دارند: برخورداری از ایحار، در بر داشتن حقیقتی کلی و عام، داشتن قدمت تاریخی، برخورداری از کثرت استعمال و بالاخره متعلق نبودن به شخصی خاص، علی الخصوص جیره خواران و صله بگیران. علیرغم عمر طولانی ، روزی عمر هر مثلی بسر میرسد مانند <خر کریم را نعل کردن>. دیگر اینکه مثل در خیلی از موارد در شمار مجاز و استعاره قرار دارد و ترجمه تحت الفظی آن موجب از بین رفتن معنی ضمنی آن میگردد. مثلآ: ترجمه تحت الفظی این مثل انگلیسی < Put the cart before the horse> <اسب را پشت درشکه نمی بندند.> نمی شود. مفهوم ضمنی این مجاز چنین است:< وارونه کردن ترتیبات مرسوم و متداول.> در زبان فارسی مقابل این مثل انگلیسی مثلی موجود هست که میگوید: < سرنا را از سرگشادش زدن> و سرنا همان سازیست که همراه با دهل زنند و در ایلات و عشایر هنور هم پا برجاست. بهرحال، وقتی مثلی پیر و فرتوت و یا متوفی می گردد، پرهیز از آن لازمست. در حال حاضر <کاردیو کردن. دیوانگی کردن و بالاخره کار ملانصرالدینی کردن و غیره> بکار میرود. دیگر ترواشات مشعشانهء حاصل از ترجمه تحت الفظی از این قرار است: تئوری «چماق و هویج». «عبور کردن بویژه از خط قرمز.» <تمام تخم مرغها را در یک سبد گذاشتن!> جالب اینکه، مترجمان و دوبلرهای برنامه های آشپزی تلویزیون های ماهواره ای هم کولاک میکنند. «آواکادو» را برمیدارد و میگوید این «انبه» است. انبه به انگلیسی میشود «mango» و نه «آواکادو». راستی کسی هست که بداند در امور بانکی «مارژ سهام توثیقی» و «تراکنش» از قوطی چه عطاری در آمده است؟ در این مورد نگران «استمهال» نباشید زیرا هیچ شائبه ای در کارنیست. بلکه <نقش محوری تآتیر گذار> مورد نیاز است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 10:14 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
یادآوری: باجه فروش تمبر یا بهتر بگوییم باجه نقش تمبر از قبول ایران چک یکصد هزار تومانی خودداری می کند. در چنین حالتی باید به بانک ها مراجعه کنید. وقتی 6 قطعه ایران چک 50 هزار تومانی را تحویل دادید، متصدی باجه شاید برای دلجویی از شما بگوید: <دریافت ایران چک یکصدهزارتومانی برای ما مسؤلیت ایجاد میکرد! >. البته، بشرط اینکه بانک ملی دادگستری هم این فرمایش را تأیید کند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 15:33 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
طبق اطلاع حاصله، هنوز برخی از مترجمان رسمی نشانی دارالترجمه ها را بجای نشانی رسمی خود در سربرگ رسمی ترجمه درج می نمایند که پس از وصول به اداره مترجمین مورد تآیید قرار نگرفته، عودت داده میشود. این کار موجب ضرر و زیان و اتلاف وقت و متشاکی شدن ارباب رجوع خواهد شد. لطفآ از طریق این سایت مراتب را باطلاع همکاران مترجم خود برسانید و ارتباط خود را با این سایت که مدت سه سال است برپا می باشد از طریق ارسال ایمیل و نشانی سایت در نظر ها قطع ننمایید. دیگر اینکه کلیه مترجمانی که تاریخ اعتبار پروانه آنها مثلآ در 15 اسفند ماه 89 منقضی میشود بدانند که مبادا پس از انقضای تاریخ اعتبار مبادرت به مهر و امضای ترجمه ها کنند چون طبق مقررات موضوعه این عمل «تخلف» محسوب میشود و متخلف تحت پیگرد قرار خواهد گرفت. ضمنآ برای تمدید پروانه چنین کنند: یک. دریافت مفاصا حساب مالیاتی سه سالهء مختوم به سال 1388 از اداره مالیاتی حوزه مربوطه. دو. تقاضای تمدید پروانه روی سربرگ رسمی دریافتی. سه. همراه داشتن عین پروانه مترجمی. پس از مراجعه به ادراه مترجمین قوه قضائیه در تهران کاخ دادگستری و ارائه مدارک به «سرکار خانم خدایاری» یا کارمندان مسؤل همین بخش، آنگاه راهنمایی لازم جهت چگونگی پرداخت سیصد هزار تومان وجه قانونی بصورت «نقش تمبر» بعمل خواهند آورد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم اسفند 1389ساعت 11:10 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
شانزدهم بهمن: «فرازمانی» را کی ساخته است و اصل چه بوده؟ هفت بهمن ماه: «کلید خوردن»؟. فرق «مؤثر واقع شدن»، مؤثر و «بی تآثیر بودن» با «تآتیر گذار شدن» «تآثیر گذار» و «نبود تآثیر گذاری» درچیست؟ دوم بهمن ماه: اعتبارنامه بانکی یعنی چه و چیست؟ معنی ترکیبات زیر چیست؟ طرح «آمایش سرزمین»، مولفه ، فرا ملی و منطقه ای. این عبارت ترجمهء چه لغاتی است: Clean dead
عبارت زیر چه معنی میدهد؟ In execution of the year 1388 budget law <کنشگر سیاسی مطبوعاتی> مخلوق کیست؟ فضا سازی ؟ «فشل» یعنی چه؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 15:58 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
مدتهاست که عده ای تحت توجیهات زبان شناسانه که «زبان موجودی است زنده» دست به خلق لغات باصطلاح جدید زده اند. چون دیگر اثری از دهخدا ها و معین ها در میان نیست، خلق و پخش چنین لغاتی بدون مانع رواج دارد که تمامی آنها یا ترجمهء ناقص و تحت الفظی از زبان انگلیسی است یا من در آوردی. این اقدام متهورانه اول با «در این مقطع و در این راستا و در این رابطه و موضع خود را مشخص کن» آغاز شد و تاکنون ادامه یافته است. مثلآ معلوم نیست خالق «گفتمان»کیست؟ بهر حال، در فارسی چهار اسم مصدر بدست ما رسیده است که به «مان» ختم میشوند: «چایمان، زایمان، ساختمان و ...» که از ذکر چهارمی خود داری میشود و تلویحآ میگوید که حاصل مصدر این افدامات را چنین نامند. بدین ترتیب نشانی از «گفتمان» در لغت نامه دهخدا یافت نمیشود. البته، انگیزه ای شگرف در پس این پدیده وجود دارد که فعلآ وقت بحث آن نیست. برخی از پاسخ ها: مرحوم دهخدا هم در پایان کار فرهنگشان به نواقص و کاستی ها اشاره کرده اند. بد نیست ما هم دایم توی این پیله نچرخیم و به لغاتی که میشنویم کمی مثبت تر بیاندیشیم.مگر چه ایرادی دارد این "گفتمان", فقط در فرهنگ نیست!!! *** از اشاره ای که به این موضوع کردید خوشحالم. من از دوستانم خواهش میکنم از بکار بردن واژه هایی چون تعامل، چالش، گفتمان، به اشتراک گذاشتن، و بسیاری دیگر خودداری کنند. اما علاوه بر خلق واژه های جدید بدون رعایت اصول و بدون داشتن دانش، یک مشکل دیگر هم هست: "اختراع دستورهای گوناگون برای خط". هر کسی برای خودش هرجوری میخواهد مینویسد. مثلا واژه های مرکب را به اجزای آن تقسیم میکنند و بعد با فاصله کوتاه بهم میچسبانند!! من در این مورد نظر خود را نوشته ام و دوست دارم نظر دیگران را هم بدانم، شاید بتوانیم این گروه افراد را متوجه نادانیشان کنیم. اینها مشکلات عمومی است که در کاربرد زبان مادریمیان میبینیم. تازه میرسیم به نادرستیهایی ترجمه و بی توجهی به علامت گذاری درست که در ترجمه های رسمی دیده میشود. *** بگذریم. راستی لغت «قرائت» در جملاتی از قبیل <قرائت شما در این رابطه چیه؟> از کجا آمده؟ آیا کسی از سرمنشاء <کارگروه> اطلاع دارد؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 12:35 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی گفته میشود: ترجمهء «خون دادن» بانگلیسی چه میشود، زیاد بخود زحمت ندهید. لغت به لغت ترجمه اش کنید درست در میاید. to give blood. ولی آب سیب apple water و آب مرغ chicken water نمیشود.« ابطا ل حکم» هم canceling a ruling نمی گردد. «ضبط گواهينامه رانندگي» هم recording drivers license نمیشود. طناب علفي هم grass cord) ) نمی گردد. (wellcome) را هم اینطور نمی نویسند. «مهر برجسته» هم آنی نیست که می نویسید. ترجمه تحت الفظی عناوین سازمان های دولتی هم گاهی مضحک و نامفهوم از آب در میاید. راستی این ساده اندیشی در علم السنه از کجا ناشی میشود؟ ریشه روانی آن از کجا ارتزاق میکند؟ و ترجمه دارد بکجا میرود؟ و کلام آخر در فارسی میگویند« علف باید بدهان بزی شیرین باشد». ترجمه را برای متکلم به آن زبان انجام میدهند نه بعکس. بعبارت دیگر مترجم باید بزبان بیگانه خیلی خیلی مسلط باشد. و بالاخره اگر قرار بود ترجمهء جامع و قابل قبول ماشینی شود از شما زرنگتر هم پیدا میشد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 10:17 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
سابق مضاف الیهء «باسمه ای» وقتی بکار میرفت که می خواستند مضمون یا مفهومی «بنجل» را بیان کرده باشند. اینک که تقریبآ هر جنسی بنجل شده ، نوبت رسیده است به ترجمه های باسمه ای که در واقع آخرین تیری است به پیکر در حال نزع علم و دانش. البته رواج اینکار خود دلالت دارد بر اینکه احدی یا این متن ها را نمی خواند یا اگر تظاهر بخواندن کند خود، «بیق» تر از آنست که بفهمد چی به چی شد! بهر حال، هم اینک سایتی اعلام موجودیت کرده که قادر است با دریافت حق الترجمه ای معادل 6 تومان بازاء هر کلمه ای متون ارسالی را ترجمه و ایمیل کند، لابد با «جی میل»! گرچه مترجمان «کار آزموده» میدانند که این قبیل ترجمه های «باسمه» ای از کجا آب میخورد و بدرد چه کاری میخورد ولی، خب، در دنیای وانفسای فعلی همه میکوشند تا بهر قیمتی که شده طرف مقابل را سر کیسه کند. البته، مترجمان «رنج برده» و دود چراغ خورده خوب میدانند که این قبیل «ترجمه های باسمه ای» احتیاج به تایپ مطلب دارد. در حالیکه تایپیست ها بازاء هر صفحه حد اقل 500 تومان حق الزحمه طلب میکنند. حالا اگر یک شیر پاک خورده ای مطلب ایمیلی ارسالی خود را با استفاده از اسکن بفرستند، این دارالترجمه مجبور خواهد شد که خود اول متن را تایپ کند. بعلاوه، امروزه پیتزا فروش ها هم مشتری خود را تا نشناسند پیتزا روانه نمی کنند. لابد این دارالترجمه ترجمه را می فرستد و بعد به دادسرا برای دریافت طلب خود مراجعه میکند. جالب اینکه در خلال مدتی که اینجانب «آن لاین» بودم، برنامه «مراجع شمار» یک نفر را اعلام میکرد اما در گوشه ای دیگر سخن از هجوم هزاران نفر مشتری همانند صف شیر سوبسیدی بود. بگذریم، چون اعلام نشانی این دارالترجمه تبلیغ بنفع میشود پس اعلام نمی گردد، اما وقتی هر سایتی منتشر شود، این گروه مترصد متنی حاضر و آماده را الصاق میکند و < تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل>! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 10:42 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
راستی در حال حاضر آمار ترجمه رسمی مدارک چقدر می باشد و از کجا میتوان بدست آورد؟ سه مدرکی که در صدر ترجمه ها قرار دارند کدامند؟ آیا برای «گلدکوستی ها» ترجمهء دارالترجمه ای(!) کافیست یا باید دو مرحله بعدی را هم طی کند؟ آیا اماراتی ها ترجمهء عربی را بر انگلیسی ترجیح میدهند؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:39 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
آن کنسولگری کدام کشور است که خواهان مسافرت افراد مجرد می باشد و در نتیجه ارباب رجوع در« اصل متأهل» خواستار ترجمه شناسنامه با حذف «بخش تأهل» می باشند؟ همه میدانند که مسؤلین گواهی امضاء اداره مترجمین علاوه بر فتوکپی الصاقی ممهور به ترجمه، عین شناسنامه را نیز بازرسی میکنند و همین کار هم در سجلات خارجه انجام میشود. بعلاوه آیا دیده اید که گواهی های دال بر «تجرد» فرد دست اشخاص است که دارای مهر ثبت احوال و امور خارجه می باشد. چرا چنین ارباب رجوعی طالب ترجمه اصل شناسنامه نیست؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 9:18 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
در حالیکه عدم اشتغال در بسیاری نقاط بیداد میکند، دارالترجمه های جدیدی مرتبآ در کنار بانک های جدیدالاسم تأسیس میشود. هر تأسیسی دلالت دارد بر رونق کار. راستی قیمت تمام شدهء یک شناسنامه فرد متأهل با سه فرزند و یک فقره توضیح چقدر است؟ فرض مسأله اینکه حق امضای مترجم رسمی ۱۰۰۰-۷۰۰ تومان باشد. و بابت فرمزن هم همین مبلغ در نظر گرفته شود. برای نوشت اقزار هم مبلغی و بابت تمبر هم ۵۰۰ تومان و برای نماینده هم مبلغی و خرج سجلات خارجه هم اضافه شود. بابت اجاره بها و حقوق و دستمزد و قبوض هم مبالغی، حال همین دارالترجمه های تازه تأسیس طبق آگهی منتشره حتی با تأیید سه روزه دادگستری و خارجه فقط ۵۰۰۰ تومان ناقابل مطالبه میکنند و دیگری مدعی است که با پیک بدرب منزل متقاضی میرساند. یاللعجب به این رونق بازار. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 10:2 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
پیرو بخشنامهء جامعهء مترجمان رسمی که طی آن اعلام شد مترجمین رسمی جهت انتخاب اعضاء اصلی و علی البدل در باشگاه بانگ سپه تهران حضور بهم رسانند، بدینوسیله باطلاع می رساند که تشریفات اخذ رأی انجام و اوراق به مسؤل جلسه تحویل گردید ولی طبق آخرین خبر نتیجهء بعدآ اعلام خواهند کرد. درضمن یکی از اعضاء که دو سال پیش در امر جاری شدن این وبلاگ تحت عنوان «جامعهء مترجمان رسمی ایران» مخالفت کرد و مانع انتشار آن گردید و در نتیجه ارسال اخبار و اطلاعات بهمین صورت ساده و تقریبآ بدون خرج و مخارج منقطع شد، با کمال گستاخی در جلسهء 14/8/88 نه تنها مترجمین رسمی زبان آلمانی را کلآ به بی سوادی متهم کرد و طی آن موجب ابراز خشم و تعرض مترجمین برجسته این زبان حاضر در جلسه گردید، بلکه به مدیریت جامعهء مترجمان نیز حمله ور شد و در مورد سایت اینترنتی جامعه که خود موجب توقف آن شده است خویشتن را طلبکار جلوه داد که توسط یکی از مترجمین که در امر اینترنت اطلاعات وسیعی دارد جواب دندان شکن داده شد و اعلام گردید که شخص او در این امر کارشکنی کرده است و لی اینک دست جلو را گرفته تا پس نیفتد. طبق آخرین خبر نتیجهء انتخابات معلوم شده و علاوه بر اعضای قبلی حد اقل دونفر عضو جدید هم مورد انتخاب قرار گرفته اند. باید صبر کرد تا رسمآ اعلام شود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 10:21 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
شاید همه بدانند که رسیدگی به پرونده مالیاتی مترجمان رسمی از حالت تمرکزی قبلی خارج و به بنابمورد بیکی از شش اداره کل مالیاتی تهران محول شده است. کسانی که برای نخستین بار مبادرت به پرداخت مالیات می نمایند باید از هم اکنون خود را آماده کنند. بعدآ در این سایت اطلاعاتی مبسوط درج خواهد شد که خالی از فایده نخواهد بود. منتظرباشند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:7 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
قیمت ترجمه صفحه ای نیست، چون صفحه معیاری صحیح برای محاسبه بشمار نمی آید. قوانین اداره ترجمه جمهوری اسلامی هم قیمت ترجمه را بر مبنای کلمه محاسبه میکند. یکی از مؤسسات معروف دنیا که به امر ترجمه در نیو زیلند اشتغال دارد حد اقل برای هر یکصد کلمه بین 34 الی 36 دلار نیوزیلندی حق الترجمه مطالبه میکند. در حال حاضر قیمت هر دلار نیوزیلند برابر است با 537 تومان. پس هر یکصد کلمه ترجمه معادل میشود با ۱۸۷۹۵ تومان. یاد آوری: قیمت ر سمی ترجمه برای یک فقره سند ازدواج در سال 1361 معادل بود با 200 تومان. قیمت یک کیلو خیار دستگرد هم در این فصل 5 ریال بود. یعنی مترجم می توانست با ترجمه یک سند ازدواج 400 کیلو خیار دستگرد بخرد. حال اگر قیمت یک کیلو خیار قلمی رسمی 570 تومان باشد یک مترجم باید بابت ترجمه رسمی یک فقره سند ازدواج (بدون احتساب خدمات اضافی) 228000 تومان مطالبه کند. ددم وای! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:50 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
قابل توجه مترجمان رسمی قصد و غرض از ایجاد این وبلاگ تبادل اطلاعات شغلی بین مترجمان ر سمی است. در این زمینه هر کس میتواند بنحوی کمک نماید. در وهله اول گذشت و قصد خدمت حایز اهمیت است. مشارکت در ارسال اطلاعات مفید به این گروه کوچک نشانهء بلوغ فکری است. نخست خوبست که علاقمندان نام و نشان شغلی خود را در لیستی که برای اینکار تخصیص داده خواهد شد ثبت کنند. هم فال است و هم تماشا. شاید درآمدی هم عاید شود. مترجمان با تجربه می توانند تجربیات خود را در اختیار کم تجربه ها بگذارند که خود نشانه فضل و کرم است. بعبارتی بذل و بخشش کار توانگران است و عکس آن بندرت دیده میشود. حال این گوی و این هم میدان. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 16:32 توسط دیلماج
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه شمارهء 27330/17/3/ف مورخه 20/8/87 خطاب به اداره امور مترجمین و اداره سجلات وزارت خارجه مشعر بر این است که: <از تاریخ 1/10/87 چنانچه دانش آموختگان فوق، مدارک تحصیلی شامل دانشنامه و ریز نمرات را ممهور به مهر ترجمه بلامانع نموده باشند، ترجمه سایر مدارک مرتبط با فراغت از تحصیل آنان (مثل پروانه مطب، پروانه دائم، پروانه مسؤلیت فنی و غیره) بلا مانع می باشد. لازم به تذکر است ارائه دانشنامه و ریز نمرات تسجیل شده در هر مقطع تحصیلی جهت ترجمه مدارک در همان مقطع کفایت می نماید. لذا مراجعه دانش آموختگان جهت تسجیل مدارک... به این مرکز ضرورتی ندارد. دکتر غلامرضا حسن زاده، رئیس مرکز خدمات آموزشی> بدین ترتیب، لازمست که دانشنامه و ریز نمرات ممهور به« ترجمه بلا مانع است» ضمیمه مثلآ ترجمه پروانه مطب و اصل همان مدرک بشود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:46 توسط دیلماج
|
|
||